باران

باران

بی تو بودن

من هر روز و هر لحظه نگرانت می‌شوم که چه می‌کنی؟
پنجره‌ی اتاقم را باز می‌کنم و فریاد می‌زنم:
تنهایی‌ات برای من
غصه‌هایت برای من
همه بغض‌ها و اشک‌هایت برای من
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده‌هایت را…
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۴ساعت 16:11  توسط باران  | 

گذشته

گذشته در چشمانم مانده است
عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است
چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی
صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم
که نفهمی هنوز هم دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۴ساعت 16:9  توسط باران  |